جستاری در دفاع از خود

جستاری در دفاع از خود

در سفر دوم به نیشابور یاد انتقادات دوستی افتادم و این کلیپ حاصل درگیری ذهن با آن انتقاد است که خالی از حقیقت نیست:

 

چندی پیش دوستی از من انتقاد کرد که این تو بودی که در دهه 70 رویکرد ادبی را به مدیریت را توسعه دادی و با انتشار کتاب همبالی، باب سیمرغ‌بازی را باز کردی. این تو بودی که کتاب همبالی را نوشتی و سخن از رهبری هدهد به میان آوردی.

به او گفتم مگر رویکرد ادبی در مدیریت مشکلی دارد؟ می‌بینی که حالا در و دیوار مدیریت، سخن از روایتگری و داستان‌نویسی می‌کنند. این اقتضای خرده‌فرهنگ گرایی در جهان تکثرگرای پست‌مدرن است…

سیگاری روشن کرد و بر آشفته گفت: این فضای مدیریت هم که پر از حسادت و بی‌انصافی است. هیچکس از خودش نپرسید چطور به ذهنمان میان عطار و منابع انسانی که روز بیست و پنج فروردین است که آن را روز منابع انسانی بدانیم؟، اگر اون کتاب را در سال 1386 منتشر نکرده بودی در انتشارات دانشگاه و آزاد و سخنرانی‌های ماقبل آن این موضوع را مطرح نکرده بودی، عطار چه ربطی با مدیریت پیدا می‌کرد؟ همین ‌ها تونستی چند صفحه در این باره نظریه پردازی کنند؟ می‌بینی چند تا شرکت سر سفره نام سیمرغ نشسته‌اند؟

گفتم : اولا من از سیمرغ چیزی نگفتم. سیمرغ ربطی به مدیریت نداشته و جایگاهی در آن ندارد . مگر در یک تاویلاتی که فهمش کار هر کسی نیست. ثانیا سیمرغ اوستا و شاهنامه با عطار بسیار تفاوت دارد. اصلا در منطق‌الطیر عطار سیمرغی وجود ندارد. نامی است که پرندگان در پی آنند. نشانی از بی نشان است. نماد نظریه وحدت وجود است.

یادت باشد که من در آن کتاب از رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر و ریکور به عنوان روش‌ تحقیق کیفی استفاده کردم و فقط چسباندن چند شعر با سریش به مدیریت که نکردم.

گفت: بدبختی همینه. تو بسطش ندادی و رهایش کردی

گفتم: ناراحت نباش. در شهر کتاب در درسگفتارهای عطار، 4 ساعت آن را بحث کردم ضبط شد. در ضمن وادی عرفان منطق دیگری دارد که با عقل روباهی به قول سهروردی نمی‌توان وارد آن شد. همان عقل ابزاری- اقتصادی که عالم و آدم را برای نفس، ابزار می‌کند