ساعتي از اذان مغرب گذشته است، دم غروب، دقايقي به بيابان كنار خانه رفتم تا خورشيد را بدرقه كنم که هراسناکترین لحظه روز برای من است. لحظه ورود در شب…
خانه مادرمم، پيرزن باز هم كلافه است از این كه هيچ موقع پاي صحبت او ننسشته ام تا او به قول خودش «راز دل» بگويد. توي كيفم از صبح چند سيب گذاشته است، گوئی نگران اين بوده كه هر آن بروم، او می گوید تو هميشۀ خدا، یا سر در كاغذ بوده ای یا سر در گريبان…
امروز مشغول خواندن بودم و نوشتن. خواندن كتابهايي در باره اعتماد به نفس و نگارش مقاله كازانتزاكيس، جوينده جاي پاي خدا بر خاك. اين در خود فرورفتگي شايد غفلت ناشي از پرداختن به هنر و ادبيات باشد…
بگذريم، كنار دستم فالي است كه صبح خريدم به نيت آن خواجه بگويد نظرش چيست در باره من، که حسابی از واكنش هاي خامم در مقابل رفتار آدميان ناراحتم.
روی پاكت فال كه سفيد بود، گمان كردم كه فروشنده فقير است و فال ارزان خریده است. چند لحظه پیش که فال را باز کردم فهمیدم فال حافظي در كار نیست. شعرهایی است که نمی دانم مال كيست؟
چو در فال تو آمد نام ايوب تو داري در سر خود فكر آشوب
تحمل بايد اندر اين تفكر وگرنه مي شوي رسوا و مغلوب
شاید سيستم ديگري از فالگیری باشد كه بر مبنای نام انبياء است. این کار ساده چقدر شبیه است با آن نظریه پیچیده که می گوید: هر دورانی تجلی اسمی است از اسما الهی که در نام پیامبری ظهور می کند.آیا دوران ظهور اسم یا صابر درعمر فرا رسیده است؟[1]
آیا ورود من به دوران صبوری ایوبی فرارسیده است؟
1380 پائیز
پانوشت
[1]به نظر فردید، ادوار تاریخ از «پریروز» آغاز میشود. پریروز، دوره امت واحده، آغاز تاریخ است؛ امت واحدهای که در قرآن به آن اشاره شده است (کان الناس امه واحده، بقره ۲۱۳) اهل امت واحده سرآغاز تاریخ، نیست انگار نبودند و در قرب وجود ماوی داشتند. این امت به تبعیض و استکبار و ظلم آلوده نبودند و در دورهای طلایی زندگی میکردند. این دوره جای خود را به «دیروز» میدهد. دیروز دوره غفلت از حق و نیست انگاری وجود است. این دوره، دوره غلبه فرهنگ فلسفی یونانی است که تا برهه تاریخی واسطی که همان رنسانس باشد، ادامه مییابد. با رنسانس، این صورت هم، جای خود را به صورتی جدید میدهد و خود، ماده آن صورت جدید قرار میگیرد. این دوره جدید همان «امروز» است، یعنی دوره سلطه موضوعیت نفسانی (سوبژکتیویسم). اما این دوره نیز به پایان خواهد رسید و حتی علائم این به پایان رسیدن هم آشکار است، چرا که ما به برهه تاریخی واسط جدیدی رسیدهایم، یعنی دوره پست مدرن؛ دورهای که در مبانی نظری امروز تردید میشود و افقی رو به فردا گشوده خواهد شد. فردا دوره تاریخی میان دوره معاصر و امت واحده آینده است. در این دوره، بشر عسرت خود را درک خواهد کرد و در انتظاری آماده گر به سر خواهد برد؛ «انتظار پس از فردا». در پس فردای تاریخ، دوباره حجاب از رخ حق و حقیقت کنار خواهد رفت، جماعات مبتنی بر طبقات، نسخ خواهد شد و امت واحده عاری از سلطه جویی و استثمار مجدداً به ظهور خواهد رسید. پریروز ماده المواد همه صور نوعی تاریخی و پس فردا صورت الصور همه ماده های تاریخی است. بلکه مراد ایشان از علمالاسماء وجه تاریخی نیز دارد؛ بدین معنا که در هر دوری اسمی ظهور پیدا میکند و اسمای دیگر مستور میشود و اختفا پیدا میکند و از این دو حکمت انسی با مواقف و مواقیت تاریخی مناسبت دارد. در نزد ایشان زمان صورت خطی ندارد، بلکه زمان امر تاریخی است و حقیقت در هر دوری در صورت اسمی به ظهور میرسد. در هر دوری اسمی از اسمای حق ظهور پیدا میکند که موقت آن اسم است و اسما دیگر نهان و در موقف است. این اصطلاح مواقف و مواقیت تاریخی نزد مرحوم فردید است. جامی چه زیبا گفته:
در این نوبتکده صورت پرستی
زند هرکس به نوبت کوس هستی
حقیقت را بهر دوری ظهوی است
زاسمی بر جهان افتاده نوری است

