کتاب:زاینده باد زندگی

کتاب:زاینده باد زندگی

آلبرت شوایتزر آن پزشک انسان‌دوست بی‌مانند گفت :«وقتی ما از جهان می‌رویم، تنها چیزی که اهمیت دارد، آثار عشقی است که از خود بر جای گذاشته‌ایم.  دکتر بسکی شاگرد مکتب او هم چند دهه بعد بر کتیبۀ سنگی سرای گاندی در روبروی خانه شوایتزر با قلم عشق به انسانیت حک کرد:

بمانَد سالها این نظم و ترتیب                ز ما هر ذرّه خاک افتاده جایی

غرض نقشی‌ست کز ما باز ماند                که هستی را نمی‌بینم بقایی

***

بابا بسکی نیز مانند خیلی دیگر از بزرگان عالم، زندگی‌اش ادواری و اطواری دارد. کارنامه عملکردش با تمامی قوت‌ها و ضعف‌هایش، نشان می‌دهد که وی در عمل کوشیده تا میان خدا، انسان، طبیعت و خویشتن پیوندی برقرار کند. او به اینجا رسید که محیط زیست را آینۀ تجلی حق بداند و افقی بگشاید که بتوان جملۀ مسیح را باور کرد که فرمود: « حقيقت را بشناسید، او شما را آزاد خواهد کرد.»

نگارنده در کتاب حاضر کوشیده تا با سبک‌ روایتگرانه در قالب هفت شب‌نگاشت نشان دهد چگونه نیم قرن پیش دکتر بسکی در آستانه چهل سالگی، با درس‌آموزی از بزرگانی مانند گاندی، شوایتزر، تولستوی، اینشتاین، خرقانی و مولوی… راهی نو در عملگرایی خیرخواهانه در کشور گشود. راهی که می‌تواند الهام‌بخش هر یک از ما در زندگی باشد تا با پیمودن صادقانۀ آن، اندرز سعدی را دریابیم که گفت:

           ای که دستت می‌رسد کاری بکن   پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار